شبه‌قاره پراكنده‌اند، ولي بيشترشان در سواحل مالابار و اطراف آن و در بالا و پايين بمبئي‌ ساكنند. حتي در ايالاتي هم كه تعدادشان زياد بوده‌، اقليتي را در ميان هندوان تشكيل داده‌اند.1 آنان عده‌اي را در گجرات به دين خود درآوردند و بدين سبب‌، تاروناپرابها (برآمدنش حدود 1355م‌) رساله‌اي به زبان گجراتي در بيان اخلاقيات جيني نوشت‌.
فرمان‌روايان مسلمان اگر نتوانستند دين هندو را نابود كنند ـ زيرا در حكم نابود كردن جنگل‌ بود ـ دست‌كم‌، مساعي ادبي و فلسفي را نابود كردند كه در حكم خالص‌ترين نمايش آن فرهنگ‌ بود. خوشبختانه مطالعات هندويي و ودانتايي با حمايت سلسله‌ٴ ويجايانگر توانست در جنوب‌ هند ادامه يابد. از اين رو، در اين زمان دو تن از بزرگ‌ترين فضلاي ودانتايي برآمدند، به‌نام‌هاي‌ ماداوا و سايانا، كه برخي آنان را برادر مي‌دانند و برخي هم هردو نام را مربوط به‌يك تن‌ مي‌پندارند. آثار سانسكريتي زيادي به آنان منسوب است‌.
اما در مورد دين بودايي بايد متوجه سيلان شويم‌. دو مرشد صومعه‌ٴ گادالادِني به‌نام‌هاي‌ دهاماكيتي چهارم و دهاماكيتي پنجم‌، با نوشتن كتاب‌هاي اخلاقي به زبان پالي شهرت يافتند.

و. تبت‌

تسونگ كاپا در حدود سال 1392 م‌، با موفقيت به اصلاح آيين بودايي تبتي پرداخت‌. مذهبي كه‌ او ايجاد كرد، كمتر مرتاضانه و بيشتر توأم با عبادات بود و مقبوليت زيادي يافت‌. اعضاي آن را كلاه‌زرد مي‌ناميدند (در برابر كلاه‌قرمزهاي مذهب پيشين‌) و چنان توفيقي به‌دست آوردند كه‌ مذاهب پيشين را تحت‌الشعاع قرار دادند و به‌صورت رهبران ديني و دنيوي كشور درآمدند.
اصلاح تسونگ كاپا كاملاً جنبه‌ٴ ضروري داشت و در اصول دخالتي نكرد، بلكه آنها را به‌همان صورت كه آتيشا در نيمه‌ٴ سده‌ٴ يازدهم مرتب كرده بود باقي گذاشت‌؛ شايد بتوان‌ آن را با اصلاح بنديكتيان در مسيحيت قياس كرد. مسلماً اين اصلاحي در جهت آزادفكري‌ نبود و تسونگ كاپا را با لوتر قياس كردن احمقانه است‌. او به انكار اصول تانترا2


1. Imperial gazetteer of India(vols26 Atlas, Oxford ,1931; pl. 16). 

.واژه‌ٴ سانسكريتي تانترا معني‌هاي زيادي دارد (واژه‌نامه‌ٴ سانسكريتي مُنيِر ـ ويليامز، ص 436 و 1899) ريسمان‌، چارچوب‌، آموزه‌، رساله‌؛ در استعمال‌ انگليسي تانترا و تانتريسم معرف آموزه‌ها يا رساله‌هاي مربوط به عرفان و سحر شيوا و شاكتي (شاكتي نيروي مادينه‌ٴ نخستين و همتاي شيوا نيروي نرينه‌ٴ نخستين است‌). در آثار تانترايي هيچ كتاب قانوني شريعت وجود ندارد و تنها در قرن اخير است كه علماي اروپايي به پژوهش در آنها پرداختند. يكي از پيشگامان اين پژوهش آرتور آوالون (= سر جان وودراف‌) بود كه در سال 1913، انتشار يك سلسله آثار تانترايي را آغاز كرد (ايسيس‌، ج 3، ص 78 ـ 81).

L .de la Vallée Poussin (ERE 12.193-197, 1922) ; Emenaeu (p.313 and by index, 1935); Ernest A. payne << The Śāktas, an introductory and comparative study>>  Religiouslife of india. (153 p., Calcutta 1933; p. 49-60)